"بهترین آرزوی زرتشت
اسپنتمان برآورده شده،
زیرا اهورا مزدا
برای او پاداش ها و زندگی شایسته ای در
سراسر زندگانی ارزانی داشته است.
و همچنین برای آنانکه گفتار و کرداری را
که از آیین نیک او سرچشمه گرفته
آموخته و به کار بسته اند."
یسناسرود پنجاه وسه بند اول
زرتشت
آرزوهای خود را برای آموزش گفتار و کردار نیک و رهایی جامعه از فساد و دروغ
برآورده میداند. با این پیروزی پاداش
خود را دریافت کرد و همچنین پیروان او نیز به
پاداش و زندگی شایسته دست یافته اند که
عبارتند از کی گشتاسب، فرشوشتر، پسرش و
سایرین که در بند بعدی به آن اشاره می
کند.
"به
پیروانش:
بهترین ( خوشبختی و نیکی) برای او خواهد
بود،
برای دانایی که پیام راستین را بازگو
کند ( آشکار کند و بپراکند)،
پیام زندگی رسایی، راستی و جاودانگی را.
مزدا آن توانایی را دارد
که ( خوشبختی و نیکی را) بهوسیله وهومن
برای او بیافزاید."
یسنا سرود سی ویک بند ششم
زرتشت
به پیروانش یادآوری میکند که بهترین نعمت و سعادت نصیب آن مرد دانایی
خواهد بود که پیام خدایی و آموزشهای
زرتشت را بازگو کند و بپراکند. هر کس که آن
آموزشها را تبلیغ کند و مردم را از
گمراهی به سوی دانایی و رستگار ی رهبر ی نماید
اهورامزدا با توانایی خود، به وسیله
وهومن و نیک اندیشی ، خوشبختی و سعادتمند ی او را
افزون خواهد کرد.
«بشنو تا برای خرسندی مردان و زنان، برای
خرسندی منش نیک، انجمن دوستی آرزو شده، پدید آید، تا وجدان هرکس به پاداش خود برسد
خواست و آرزویم پاداش راستی است، و این آرزویی است که مزدا، خدای دانا، می پسندند»
یسنا سرود54 بند1
و
این نماز و نیایشی بود از برای گسترش برابری و برادری میان همه ی مردم، یارانش در
چشمان درخشان او نور پیروزی و خرسندی می دیدند و دریافته بودند که تنها خواست و
آرزویش، نزدیکی و دوستی با اهورامزداست. خوشبختی، شادی، آسایش و خرسندی را برای همه ی مردم می خواهد،
چه اینکه می داند می داند اگر همه ی مردم در خرسندی، شادی و آسایش باشند، همه،
نزدیکی به خدا را به چشم خواهند دید.
دست به نماز ایستاده بودند که؛ ای
اهورامزدا! ما را از دروغ و اهریمن برهان، ما را توانایی ده تا بتوانیم بر دشمنان
درونی و بیرونی خود که همانا ناراستی و بدکرداری است چیره شویم. ای اهورامزدا! ما خواهان
تازه گردانیدن جهانیم، توان ما را در رسیدن به این آرزو دوچندان کن ... نماز که به پایان
رسید، اشوزرتشت و یارانش نتوانستند از یورش بیگانگان جان به دربرند و همگی، پیش از
آنکه از آمدن دشمن آگاهی یابند و خود را در برابر تازش آنان آماده کنند، کشته
شدند. دریغا، دریغا. خورشید فردا که برآید، دیگر او چشم نخواهد گشود و مردم دیگر
او را در میان خود نخواهند دید.
اما پیامش تا به امروز مانده است.
اشوزرتشت خندان به جهان آمد، جهان را شادی و خرسندی بخشید و انوشه روان شد. آموزشگاه اشوزرتشت نزدیک
به چهار هزار سال است که برپاست. پیام و یاد و اندیشه ها و گفتارش هنوز هم، به
مانند روز نخست، زنده است و تازگی دارد. در این هزاره ها، هزاران هزار، دانش
آموخته ی این آموزشگاه آمده اند و رفته اند و جهان را تازگی بخشیده، به پیشرفت
مینوی و مادی رسانده اند.
منابع:http://forum.hammihan.com
ترجمه گات ها دکتر آبتین ساسانفر