راهرو عشق

راهرو عشق کویراست، که دریا بودنش را به آفتاب بخشید،آفتاب هم گرمی اش را نمی تواندبه همه نبخشد!

راهرو عشق

راهرو عشق کویراست، که دریا بودنش را به آفتاب بخشید،آفتاب هم گرمی اش را نمی تواندبه همه نبخشد!

معماری در شاهنامه

=

 

از آغاز باید که دانی درست                              سرمایه ی گوهرلن را نخست

که یزدان زناچیز چیز افرید                              بدان تا توانایی آرد پدید

هنر معماری همانند بسیاری از هنرها نشان ازفرهنگ و عقاید و ذوق وسلیقه ی مردم یک مرزوبوم دارد وشاید بتوان بیان کرد که این هنرکمی بیشتر از دیگرهنرها نمایانگر عقایدو فرهنگ والبته ذوق  وسلیقه و000است زیرا معماری و نوع احداث بناها و مکانها به بخش اصلی زندگی مردم یک جامعه مربوط میشود چه زمانی که سخن از ساخت یک خانه به میان میاید وچه ان هنگام که سخن از احداث یک شهر

در واقع معماری یک کشور بیانگر نبوغ وطرز تفکر افراد آن جامعه است و متشکل است ازایده ها و طرح هایی که مردمان ان جامعه به کار میبندند تا میهنشان را از هر جهت سربلند و مفتخر گردانند

سرزمین ما ایران جزو اولین تمدن ها بوده و از زمان های دور در ایران به معماری و فرهنگ اهمیت بسیار داده میشده

در این مقاله تصمیم ما بر ان است که معماری و شهرسازی را در شاهنامه بررسی نماییم:

حکیم ابوالقاسم فردوسی شاعر پارسی گوی ایران که شاهنامه ی وی از گذشته تا کنون مورد توجه مردم دنیا بوده است در کتاب خویش انچنان همه ی جوانب فرهنگی و اجتماعی و000 را مورد بررسی قرار داده است که با خواندن ان میتوانیم به طور نسبتا واضحی به طرززندگی وعقاید و البته معماری در ان عصر پی ببریم

شاهنامه از نوع داستانهای پهلوانی گروه نخست است که از دلاوریهای طبقه ارتشتار و خاندان های سلطنتی بسیار کهن عصر حماسی سخن می گوید البته شاهنامه مطالب بسیاری درباره ی اعصار تاریخی هم در خود دارد که به زبانی حماسی بیان شده مانند تاریخ عصر ساسانی اما بخش اعظم ان مربوط به دوران پیشدادی و کیانی است.

اشاره به برخی ازواژهای معماری و شهرسازی درشاهنامه

 آبگیر- آبگینه- آتشکده -آخور- آرامگاه- آسیا(اسیاب)-آوردگاه- انبار- ایوان- بارگاه - باره- بازار- بام-بتخانه - بتکده- برزن - بند- پالیز- پل- پایاب- پیشگاه - حصار- حوض- خانه- دبستان- دهلیز- رخام- رباط - ستون- شهر- طاق- کاخ- کلبه- گچ- گرمابه- گور- مهندس.

البته میزان این کلمات و ابیاتی که این کلمات در انها امده بسیار زیاد است و نمی شود همه ی ان ها را در اینجا بیان کنیم و مورد بحث قرار دهیم

حال برای نمونه برخی از انها را توضیح داده و ابیات مربوط به انها را می آوریم:

آبگینه:منظور ازآبگینه صفحه ی سخت و شفاف -آیینه- شیشه- میباشد

دوخانه دگر ز آبگینه بساخت                 زبرجد  بهرجای اندر نشاخت

چنین جای بودش خرام و خرش                که تن یابد از خوردنی پرورش

 انبار:فضای ذخیره کردن آذوقه و سایر اشیا

چو شد گرسنه نان بود پاد زهر                 به سیری نخواهد ز تریاک بهر

گر دادگر باشی ای شهریار                      در انبار گندم نیاید به کار

شکم گرسنه چند مردم بمرد                     که انبار آسوده جانش ببرد

پل:معبری که به شکل طاق (با یک یا چند دهانه)برروی رود خانه یا دره ساخته می شود

یکی رود بد پهن در شوشتر                    که ماهی نکردی برو بر گذر

بزانوش را گفت اگر هندسی                   پلی سازی این را چنان چون رسی

دهلیز:مسیر عبور یا دسترسی -دالان-راهرو

سپهدار با افسر و گرز و نای                  بیامد به دهلیز پرده سرای

بشد طوس با کاویانی درفش                   بپای اندرون کرده زرینه کفش

رخام:سنگ مرمر

برفتش سیاوش و انرا بدید                     مر انرا ز توران زمین برگزید

تن خویش را نامبردارکرد                     فزونی یک نیزه دیوار کرد

زسنگ و ز گچ ساخته وز رخام              وزان گوهری کش ندانیم نام

معماری آتشکده در شاهنامه

پس از نخستین تصویرهائی که شاهنامه فردوسی برای بازشناخت اولین آمد و شد ها و جایگزینی ها و گردهم آیی ها و کشمکش های ایرانیان به قصد پایه گذاری فرهنگ زیستی ای پایدار عرضه می دارد، در نمایاندن رویدادهای تاریخی و فرهنگی ایرانیان در فضائی که هم اساطیری و هم تاریخی به شمار تواند آمد، به بنای آتشکده آذرگشب اشاره می کند اقدام کیخسرو شاه ایران ، در گشودن ((بهمن دژ)) آذربایجان و بنای این آتشکده در گذر شاهنامه آمده است.

برفتند دیوان به فرمان شاه       در دژ پدید آمد آن جایگاه

بدژ در شد آن شاه آزادگان         اباپیر گودرز کشور دگان

درازا و پهنای او ده  کمند          به گرداندرش طاقهای بلند

زبیرون چونیم ازتک وتازی اسب         برآورد و بنهاد آذرگشب

آتشکده آذرگشب درون دژی بنانهاده شده که تا چند سده پیش هنوز زیست می شده جز این آتشکده کاخ ها و خانه هائی در اطراف دریاچه ای بنا شده بودند که در میان این دژ بوده اند این مکان نه شهر به معنای متداول در هزاره های دوم و اول پیش از میلاد بل قلعه - شهری که کار اصلی اش مدیریت سرزمین های گسترده ای بوده ، قطب و قلب ایالتی را میساخته که بعد ها شیز نامیده می شده.

 موضوع بعدی که تا حدودی انرا مورد بررسی قرار مدهیم نام چند دژی است که در شاهنامه اورده شده:

بهمن دژ- رویین دژ - دژ الانان- گنگ دژ

هر کدام ازین دژها معماری خاص خود را داشته اند و برای ورود و خروج از آنها شیوه هایی گونه گون وجود داشته و هر یک قوانین مخصوص خود را دارا بوده اند

مثلا هنگامی که ابیاتی که مربوط به بهمن دژ است رامیخوانیم خصوصیاتی مانند این که دژدر عرصه ای مرتفع بوده و یا معماری خاص ان مکان برای ورود و خروج که به گونه ای بوده که هر کسی توانایی ورود بدانجا را نداشته نظر ما را جلب میکند

در شاهنامه این گونه بیان گردیده است که "بپیرامن دژ یکی راه نیست       وگر هست از ما کس اگاه نیست /کسی نیست کاید بسازد بسیچ نبینم جز اتش گرم هیچ/ نیارد ز ایران کس این دژ گرفت      شگفتی ترازین  نباشد شگفت"این ابیات بیانگر ان است که دشمنان از ورود به این دژ ناتوان بوده اند.

دژ بعدی رویین دژ است که  این دژ اینگونه مورد توصیف واقع گردیده:"ضخامت حصار یا دیوار این دژ بسیار زیاد بوده چنان که چند سوار کنار هم می توانستند بر رویآن عبور کنند."

 خرد بهتر از هرچه ایزد بداد                 که گوش نیوشنده زو بر خورد

خرد رهنمای و خرد دلگشا                   خرد دستگیرد بهر دو سرای

منابع

-1 سلطان زاده حسین -معماری و شهرسازی به روایت شاهنامه1377 - تهران-دفتر پژوهشهای فرهنگی

-2 بهار مهرداد-جستاری چند درفرهنگ ایران1373 - تهران- انتشارات فکر روز

-3 یاسمن رمضان ماهی-جایگاهرستم در شاهنمه و دیگر ملل-هنرنامه-شماره 27-تابستان 1384

4-شاهنام

5-دکتر منصور فلامکی-شکل گیری معماری در تجارب ایرانوغرب1371--تهران-فضا-پیکان241-20-239 -

گرد آورنده: اعظم شفیعی

استاد راهنما: جناب آقای محراب بیگی

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد