ما در شاهنامه دو گونه از آزمونها را میبینیم. گونه نخست آن گفتگو یا مناظره است. در این روش، فرد مورد سنجش، با نشان دادن شایستگی خود یا دیدگاهش باید پیروز شود. گفتگوهایی مانند زال و موبدان دربار منوچهر، سنجش بزرگمهر در دربار انوشیروان، مناظره مزدک و موبدان نمونههایی از این مناظرهها هستند. گونه دوم آزمایش در شاهنامه در فضایی ویژهتر و نمادین روی میدهد. این آزمایش که «ور» نامیده میشود، به گونهای فرازمینی پاکی فرد را نشان میدهد. بزرگترین گونه این آزمایش در داستان سیاوش و گذرکردن او از آتش است. این داستان در ادبیات دینی ابراهیمی، به شکل گلستان شدن آتش برای ابراهیم پیامبر درآمده است. البته این دو روایت تفاوتهایی با هم دارند. مثلا آتش در داستان سیاوش آزماینده است و در داستان ابراهیم سوزاننده و مجازاتکننده. این نگرش که انسانها مورد آزمایش قرار میگیرند، در اندیشه ایرانی با آنچه که در اندیشه ابراهیمی دیده میشود که همه سختیها آزمایش به شمار میروند، متفاوت است. سختیهای عادی زندگی، گاه روند عادی پدیدهها یا بازخورد اشتباهات ماست. اما آزمایش در اندیشه ایرانی، رویدادی ویژه است که فرد باید اوج شایستگی خود را در آن بروز دهد.
در گاهان نیز اشوزرتشت درباره این آزمایشها سخن گفته و آن را از اهورامزدا درخواست کردهاست. در هات ۳۰ بند ۷ آمده: کسی که از نیروی معنوی و منش نیک و راستی و پاکی برخوردار باشد و آرمییتی با عشق و ایمان به کالبد او پایداری و استواری بخشد، بیگمان چنین شخصی در آزمایش سخت زندگی فیروز گردیده و در زمره بندگان نیک تو ای پروردگار، محسوب خواهد شد. همچنین در هات ۴۳ بند ۱۰ آمده: پروردگارا مرا به سوی راستی و پاکی که نهایت آرزوی من است، رهبری کن تا با پیروی از آرمییتی مظهر ایمان و محبت به رسایی نایل آیم. پروردگارا اکنون ما را بیازمای تا ایمان خود را به ثبوت رسانیم. آزمایشهای تو چنان است که به انسان نیروی معنوی خواهد بخشید، به ویژه رهبرانی که از سوی تو ای مزدا الهام گرفتهاند، با نیرو و شهامت مردم را راهنمایی کرده و خواست تو را انجام خواهند داد.[1][2] [3]