راهرو عشق

راهرو عشق کویراست، که دریا بودنش را به آفتاب بخشید،آفتاب هم گرمی اش را نمی تواندبه همه نبخشد!

راهرو عشق

راهرو عشق کویراست، که دریا بودنش را به آفتاب بخشید،آفتاب هم گرمی اش را نمی تواندبه همه نبخشد!

دئنا Daena

دئنا   Daena: 

 

دین وجدان   بینش درون   چشم خورشید گونه ی درون نگر- نیروی شناخت شایست و ناشایست.

این یکی از بنیادی ترین آموزه های زرتشت است و از آنجا که بیخ و بن این واژه درست شناخته نشده است گفتگوهای بسیاری را بر سر زبانها انداخته و این پرسش را پیش کشیده است که زرتشت را باید  یک دین گذار نامید یا یک آموزگار؟.

برای دست یافتن به یک پاسخ درست، نخست باید بدانیم که «دین» چیست و دین گذار کیست. 

دکتر محمد معین در فرهنگ فارسی زیر واژه ی«دین» می نویسد:

دئنا   Daena: 

 

دین وجدان   بینش درون   چشم خورشید گونه ی درون نگر- نیروی شناخت شایست و ناشایست.

این یکی از بنیادی ترین آموزه های زرتشت است و از آنجا که بیخ و بن این واژه درست شناخته نشده است گفتگوهای بسیاری را بر سر زبانها انداخته و این پرسش را پیش کشیده است که زرتشت را باید  یک دین گذار نامید یا یک آموزگار؟.

برای دست یافتن به یک پاسخ درست، نخست باید بدانیم که «دین» چیست و دین گذار کیست. 

دکتر محمد معین در فرهنگ فارسی زیر واژه ی«دین» می نویسد:

این واژه میان زبانهای ایرانی و سامی هنباز(= مشترک) است،

1- در زبان اکدی با گویش: denu  یا dinu به چِم:  قانون و حق و داوری راه و روش.

2- درزبان اوستایی : daena  و در  پهلوی din  در چِم:  کیش و وجدان.

پس دانسته شد که این واژه،  هم در زبانهای سامی بکار رفته است و هم در زبانهای ایرانی مانند زبانهای اوستایی و پهلوی، و دانستیم  که در زبان اکدی (که یکی از سرچشمه های بزرگ زبانهای سامی است)  در چِم حق و داوری است و در زبان پهلوی در چِم کیش و وجدان،  به سخن دیگر برونمایه این واژه در هر دو جا یکی است ولی درونمایه آنها هیچ هم سرشتی  و هم گوهری ندارد،  هردو به یک گونه گفته و نوشته می شوند ولی آرِش آنها یکی نیست.

 

محمد حسین خلف تبریزی در برهان قاطع زیرواژه ی«دین» آورده است:

نام فرشته ای است که بمحافظت قلم مامور است و نام روز بیست و چهارم از ماههای شمسی است و نیک است در این روز به مکتب فرستادن و نکاح کردن! و در عربی بمعنی راه و روش و کیش و عادت و فرمانبرداری و شان و شوکت و مرتبه است.

 دراینجا هم بروشنی دیده می شود که آن «دین ِ» برآمده از زبان عربی هیچ  هم سرشتی با «دینِ» برآمده از زبان پهلوی ندارد. دین عربی به چِم: عادت و فرمانبرداری است و دین ایرانی در چِم (بینش و وجدان). 

 

لغت نامه ی دهخدا در زیر واژه ی «دین» آورده است:

کیش طریقت شریعت مقابل کفر در سانسکریت و گاتها و دیگر بخش های اوستا مکررکلمهء «دئنا» آمده است .

 دین در گاتها بمعنای مختلف: کیش خصایص روحی وتَشَخُص معنوی و «وجدان» بکار رفته ولی در عربی از ریشه ی دیگر ماخوذ از زبانهای سامی است و تازیان این کلمه را مع الواسطه از زبان اکدی گرفته اند و در زبان اخیر یعنی اکدی(دنو denu) و (دینو dinu)  بمعنی قانون و حق و داوری است و (دانو  danu)  بمعنی حکم کردن و  ( دیه نو  dayyanu ) بمعنی قاضی است.

برگرفته از:

زرتشت چه می گوید

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد