راهرو عشق

راهرو عشق کویراست، که دریا بودنش را به آفتاب بخشید،آفتاب هم گرمی اش را نمی تواندبه همه نبخشد!

راهرو عشق

راهرو عشق کویراست، که دریا بودنش را به آفتاب بخشید،آفتاب هم گرمی اش را نمی تواندبه همه نبخشد!

بهشت و دوزخ در دین اشو زرتشت

در بینش اشوزرتشت ، اهورامزدا جهان هستی را بر مبنای نظم وهنجاری درست و نیک آفریده که اَشا نام دارد . در هنجار راستی ، اصل کنش و واکنش پیوسته وجود دارد . به عبارتی قانون عکس العمل بخشی از هنجار اَشا است که در مورد نیک اندیشی و بد اندیشی انسان نیز نتیجه میدهد . رفتار انسان ، هماهنگ با اندیشه او می تواند خوب و سازنده و یا عکس آن ویران کننده و بد باشد . بر پایة قانون اشا ، رفتار انسان در همین جهان به خودش باز میگردد و بهشت و دوزخ را برای او بوجود می آورد . پس بهشت یا دوزخ ، بازتاب طبیعی کردار انسان است . بهشت بـرگرفته از واژه « وَهیشتـم منـو » در اوستـا اسـت ، یعنی «بهترین منش» و دوزخ از واژة اوستـایـی « دروجو دِمانِه » آمده یعنی جایگاه دروغ و مکان تیره گون که در برخی سرودها نیز به صورت « اَچیشتم مَنُو » آمده یعنی « بدترین منش» بنابراین اهورامزدا بهشت و دوزخ را برای پاداش و یا آزار انسان در دنیای پس از مرگ نیافریده است بلکه واکنشی طبیعی برای رفتار انسان است که بر وجدان و روان او اثر میگذارد از این دیدگاه انسان که با اندیشه و رفتار خود توانایی ساختن دوزخ و بهشت را دارد توانایی کاهش دادن آنان را نیز خواهد داشت یعنی دوزخ برای انسان ، همیشگی نیست بلکه دیرپا و زمان داراست .

تمدن ، دین ، ایران باستان

تمدن ، دین ، ایران

سرود زرتشت از هزاران سال پیش در تاریخ جریان دارد

"زرتشت در آن روشنی پاک و همانند امشاسپندان، از همان آغاز آفرینش به صورت " مینو" آفریده و پرداخته شد. تا دین را هم به اختصار و هم به تفضیل ، به تمامی بی آنکه چیزی از آن را فرو گذراند ، در جهان رواج دهد." "دینکرد پنجم"از زمانی ازلی آن هنگام که دیوان بد سیرت بر جهان مادی سیطره داشتند نوزادی از پورچست پدر و دغدو مادر قدم به عرصه خاک گذاشت. پیامبری که مهربانی و صلح و اندیشه پاک را در سرزمین آریایی مستقر کرد. آن گرانمایه را زرتشت خواندند. به شهادت منابع زرتشتی و اساطیر ایرانی آمده زرتشت در ایران زمین زاده شده است. زندگی این پیام آور الهی مانند بیشتر پیامبران دیگر در هاله ای از ابهام و اسطوره است. آنچه از زندگی این سروش اهورایی به ما رسیده است چیزی میان اسطوره و واقعیت است. در مورد محل تولد وی روایت های بسیاری وجود دارد. برخی از محققان زادگاه او را کنار دریاچه چیچست" ارومیه" می دانند . اما گروهی دیگر اعتقاد دارند که وی در" خراسان بزرگ " بدنیا آمد. اما آنچه مسلم است زرتشت در فلات ایران به دنیا آمد پیام سروش ایزدی را در همین خاک دریافت کرده است. به روایت های مذهبی زرتشتی، عمر جهان دوازده هزار سال است. سه هزاره نخست با زایش اهورامزدا و اهریمن از یک گوهر آغاز شد . در این دوران اهریمن هنوز دشمنی با اهورامزدا آغاز نکرده بود و اهورامزدا آفریدگان خود را به صورتهای اثیری می می آفرید. در پایان این سه هزاره اهریمن به قصد نابودی قلمرو اهورا حمله کرد اما در جدال با خیر مطلق شکست خورد و سه هزار سال در بیهوشی مطلق فرو رفت. در سه هزاره دوم که هزاره خیر مطلق و خرد اهورایی است موجودات مرئی خلق می شوند. سه هزاره سوم با بازگشت اهریمن به همراه دیوان و جادوان به اقلیم اهورا برمی گردد و نزاع میان خیر و شر آغاز به مدت شش هزار سال آغاز می شود. زرتشت در آغاز چهارمین سه هزاره ظهور می کند. عناصر وجودی زرتشت در سه هزاره سوم از صورت مینوی به صورت انسانی گرد هم می آیند. به اعتقاد زرتشتیان، زرتشت مانند تمام انسانها از سه عنصر اصلی تشکیل شده بود: فره ، فروهر و جوهر تن . فره یا موهبت ایزدی که تجلی آن نور است و از جانب اهورا مزدا به آدمی تفویض می شود. فروهر که همان روح است. پیش از تولد وجود دارد و با مرگ از بین نمی رود و اگر بازماندگان برایش هدیه ای بفرستند، خوشحال می شود. جوهر تن، صورت مادی یا جسم انسان است. در روایات و اشعار اوستا، آفرینش هرکدام از این عناصر وجودی زرتشت به گونه ای اساطیری توصیف شده است. فره زردتشت، جزیی از اهورا مزدا از آغاز کیهان وجود داشت. پیش از زاده شدن جسمش بالاترین جایگاه " پردیس " که مکان اهورا مزدا بود، قرار داشت.از آنجا خورشید و از خورشید به ماه و از ماه به ستارگان و از ستارگان به آتش خانه مادر بزرگ مادری زرتشت وارد شد. به هنگام زاده شدن دغدو مادر زردتشت فره ایزدی به جسم او وارد شد و وجودش را غرق در نور کرد و او را تا هنگام زاده شدن زرتشت همراهی کرد. فروهر زرتشت در عالم " مینو" قرار داشت. برای انتقال آن امشاسپندان ساقه ای از گیاه مقدس هوم به شکل مردی ساخت. فروهر زردتشت را در آن وارد کردند. این ساقه هوم توسط دو امشاسپند بزرگ یعنی بهمن و اردیبهشت در هنگام ازدواج دغدو و پورچست پدر و مادر زردتشت به آن ها داده شد. جوهر تن، زرتشت نیز نزد اهورا بود . او آن روان را به سوی باد و ابر فرستاد و به صورت باران به زمین بارید. در پی بارش این باران ایزدی گیاهان فراوانی رویید . این گیاهان را گاو های پورچست خوردند و سینه هایشان پر از شیر شد. پورچست شیری که روان زرتشت در آن بود را با شیره هوم مقدسی که حامل فروهر بود در آمیخت و دغدو آن را نوشید و روح و روان زرتشت با فره همراه شد و کودکی زاییده شد که زرتشت یعنی "دارنده شتر های سرخ مو" نامیده شد. زرتشت در چهل سالگی نخستین پیام سروش را دریافت کرد و از آن زمان به اشاعه عقاید خود پرداخت. او درون جامعه ای ظهور می کند که مزدا پرستی در میان آریایی ها رواج داشت. زرتشت در گاهان خود را روحانی معرفی می کند. ظاهرا او پیش از آنکه با اهورامزدا یا خرد مطلق صحبت کند در سلک موبدان قرار گرفته بود. او در سی سالگی در جشن آغاز بهار برای نخستین بار یکی از امشاسپندان بزرگ یعنی بهمن را در قامت مردی بلند قامت ملاقات کرد و با او گفتگو کرد.او در مدت ده سال بارها بهمن را ملاقات کرد و به واسطه او به انجمن امشاسپندان راه یافت. در چهل سالگی نخستین ملاقات خود را با تجلی اهورا مزدا کرد و به او گفت: "منم آن که از تو، برای این در آغاز برگزیده شدم. " "یسن 44 " همچنین گفت:" تا هرچند توش و توان دارم { مردمان } را خواهم آموخت که دین راستین اشه را جویند. "زرتشت را می توان به نوعی پایه گذار فلسفه در جهان دانست. در جهان بینی او جهان به دو بخش خیر مطلق و شر مطلق تقسیم می شود. آدمیان در میانه این خیر و شر مطلق قرار دارند.با این دید اهورامزدا، سرور اشه یعنی نظم ، راستی و عدالت، خدایی غیر مخلوق و موجودی ازلی و آفریننده هر نیکی است. در مقابل این خیر مطلق، شر مطلق قرار دارد که مظهر آن اهریمن و که تاریکی تجلی آن است. جهان عرصه نزاع این دو نیرو است ولی در نهایت این نور و روشنایی است که پیروز می شود و نیکی سراسر جهان را فرا می گیرد. اساس اعتقادات زرتشت بر پایه تعالیم سه گانه پندار نیک ، کردار نیک و گفتار نیک بود: "یک پندار ، یک کردار و یک گفتار است ... یکی از آنان به روان دیگران نگران است؛ به پندار، نیک اندیشید، به گفتار، نیک اندیشید و به کردار، نیک اندیشید ... آنان که آفرینش اهورامزدا را دادار مصور سازنده و نگهبان هستند." "زامیاد یشت" پس از ملاقات ذات یزدان، زرتشت آموزه های خود را آغاز کرد. نخستین کسی که به او ایمان آورد " مدیوماه" پسر عمویش بود. هرچند در مورد زمان زندگی زردتشت بین پژوهشگران اختلاف نظر وجود دارد اما همه منابع بنا به روایت اوستا متفق القولند که او آیین خود را به ویشتاسب، شاه کیانی عرضه کرد. به نظر می رسد این حامی زرتشت پدر داریوش شاه هخامنشی است. بنا به اعتقادات زرتشتی، ویشتاسب یکی از افرادی است که در سپاه موعود زرتشت یعنی سوشیناس در آخر زمان به جنگ بدی و دروغ و مظاهر اهریمن می رود. زرتشت آموزه ها و اعتقادات خود را در قالب اشعار و نیایش ها می سرود. این اشعار و نیایش ها در زمان نرسی پادشاه ساسانی در قالب کتابی بنام اوستا گرد آوری شد. در اساطیر زرتشتی در مورد فرجام جهان، اسطوره ای وجود دارد، در گاتاها آمده است: زردتشت در دریاچه مقدس شنا کرد و سه تخمه خود را در آب نهاد . در آغاز هزاره اول دختری در آب چشمه شنا کرد و از تخمه زرتشت بار گرفت و هوشیدرهور زاده شد. در پایان این هزاره دومین دختر درون چشمه وارد شد و هوشیدر ماه را به دنیا آورد که فرمانروای هزاره دوم است. در سومین هزاره موعود زرتشت ظهور کرد تا اهریمن را از جهان دور کند. سوشیناس به همراهی بزرگان آریانژاد، چون کیخسرو و اسفندیار، اهریمن و دیوان را از جهان دور کرد. در مورد مرگ زرتشت بیشتر منابع سکوت می کنند، اما روایتی وجود دارد که در جنگی که بین ویشتاسب، حامی زرتشت و ارجاسب ، از مخالفان و منکران دین مزدیسنی در گرفت، در سن هفتاد و هفت سالگی توسط "‌توربرادروش " به قتل رسید و روانش در مینو به اهورا پیوست. آموزه های زرتشت به مدد فروهر پاک او جاویدان ماند و پاک اندیشی او در هزاران سال باقی ماند. او پیامبر مهر و رحمت و عدالت بود. از هزاران سال پیش سرود او در تاریخ جریان دارد:"‌به کردار، نیک اندیشید، به پندر، نیک اندیشید و به گفتار، نیک اندیشید.

 

دین اشو زرتشت

دین راه درست زیستن است و درست زیستن با نیک اندیشی آغاز می‌شود. گات‌های زرتشت( گات‌ها، پیام و دین اهورا مزدا و کلام آن سخن زرتشت است) نیک اندیشی، نیک گفتاری و نیک کرداری را می‌آموزد.

گات‌ها اندیشه‌های مینوی و زبان آن، زبان اهورایی است. گات‌ها همچون اهورا مزدا، دانایی و روشنایی بی‌کرانی است که تنها با چشم و دل، گوش وجدان، و داوری خرد، دینی،شنیدنی و دریافتنی است. رموز، اشارات، تشبیهات و تمثیلات گات‌ها، زیبا سخنانی اندیشه‌زا هستند که توسن پندار را در آسمان راستی به جولان آورده و جویندگان نیکی‌ و سازندگی را، شادی و رسایی می‌بخشند.

گات‌ها با اندیشه‌های کلان سر و کار دارند. به خرد و ریز نمی‌پردازند. سلامت روان و بدن را با هم لازمه نیک زیستن می‌داند و آن گونه رفتاری را اندرز می‌دهد که به جان و تن زیان نرساند. خرد، راستی، بینش و مهر راهنمای مردمان برای شناسایی آن گونه رفتار‌ها هستند.

گات‌ها از خرد و منش نیک(و هومن یا بهمن)، از راستی و داد(اشا یا اردیبهشت)، از توان سازنده و نیکو(خشترا یا شهریور)، از آرامش و مهر فزاینده(سپنتا آرمیتی یا اسفند)، از خودشناسی و رسایی(هاروتات یا خرداد) و از بیمرگی و جاودانی(امرتات یا امرداد)، و از هر آنچه والا فروزه‌های خدایی‌اند، سخن می‌گوید.

گات‌ها از آزادی گزینش(اختیار)، از هنجار انگیزه و شده(قانون علت و معلول) از بهره‌وری از کار‌کرد زندگی(بهشت و جهنم)، و از داد(عدل) اهورایی گفت‌و‌گو می‌کند.

گات‌ها از آفرینش و روان فزاینده(سپنتامینیو) که گوهر اهورایی است، و از تازه شدن جهان(فرش کرت) که امید آدمی برای نیکو زیستن است، آگاهی می‌دهد.

گات‌ها پایه دین راستین را می‌آموزد، راه درست اندیشیدن و درست زیستن.