راهرو عشق

راهرو عشق کویراست، که دریا بودنش را به آفتاب بخشید،آفتاب هم گرمی اش را نمی تواندبه همه نبخشد!

راهرو عشق

راهرو عشق کویراست، که دریا بودنش را به آفتاب بخشید،آفتاب هم گرمی اش را نمی تواندبه همه نبخشد!

در باره هَئوروَتات(خرداد)

هَئوروَتات (رسایی، کمال)؛ گام ششم در اوستا هئوروتات در زبان فارسی خرداد نامیده می شود. از این امشاسپند به عنوان کمال و رسایی یاد شده و در آفرینش مادی نگهبان آب است؛

خرداد در اوستا «هـَئوروَتات» و در پهلوی «خُردات» یا «هُردات» به معنی رسایی و کمال است که در گات‌ها یکی از فروزه‌های اهورا مزدا و در اوستای نو نام یکی از هفت امشاسپند و نماد رسایی اهورا مزدا است. خرداد، امشاسپند بانویی است که نگهداری از آب‌ها در این جهان خویشکاری اوست و کسان را در چیرگی بر تشنگی یاری می‌کند از این روی در سنت، به هنگام نوشیدن آب از او به نیکی یاد می‌شود. در گات‌ها، از خرداد و امرداد پیوسته در کنار یکدیگر یاد می‌شود و در اوستای نو نیز این دو امشاسپند، پاسدارنده آب‌ها و گیاهان اند که به یاری مردمان می‌آیند و تشنگی و گرسنگی را شکست می‌دهند. در یسنا، هات ۴۷، آمده‌است که اهورامزدا رسایی خرداد و جاودانگی امرداد را به کسی خواهد بخشید که اندیشه و گفتار و کردارش برابر آیین راستی است.

امشاسپند خرداد در متن‌های کهن: چهارمین یشت از یشت‌های بیست و یک گانه اوستا، ویژه ستایش و نیایش امشاسپند بانو خرداد است که در آن یشت از زبان اهورا مزدا یادآور می‌شود که «... یاری و رستگاری و رامش و بهروزی خرداد را برای مردمان اشون بیافریدم...» و سپس تاکید می‌شود هر آن کس که خرداد را بستاید همانند آن است که همه امشاسپندان را ستایش کرده‌است. در بندهش نیز درباره خرداد آمده‌است : «... ششم از مینویان، خرداد است؛ او از آفرینش گیتی آب را به خویش پذیرفت..» ، «... خرداد سرور سال‌ها و ماه‌ها و روزهاست [ یعنی] که او سرور همه‌است. او را به گیتی، آب خویش است. چنین گوید: هستی، زایش و پرورش همه موجودات مادی جهان از آب است و زمین را نیز آبادانی از اوست...»

گل ویژه جشن خردادگان:در کتاب بندهش از گل سوسن به عنوان گل ویژه امشاسپند بانو «خُرداد» نام برده شده‌است: «... این را نیز گوید که هرگلی از آنِ امشاسپندی است؛ و باشد که گوید: ... سوسن خرداد را، ..» که بر این بنیان بهترین نماد برای جشن خردادگان گل سوسن است. معروف‌ترین نمونه‌های گل سوسن نزد ایرانیان سوسن سپید Lilium candidum یا سوسن آزاد است که به نام سوسن ده زبان یا سوسن گل دراز نیز شناخته می‌شود، همچنین یکی دیگر از گونه‌های نادر گل سوسن که بومی برخی مناطق شمالی ایران است، سوسن چلچراغ Lilium lederbourii نام گرفته‌است. در متن پهلوی «خسرو قبادان و ریدکی» بوی گل سوسن سپید، چون «بوی دوستی» توصیف شده‌است.

آیین‌های جشن خردادگان: یکی از مهم‌ترین آیین‌های روز خرداد که در جشن خرادگان پررنگ تر می‌شود، رفتن به سرچشمه‌ها یا کنار دریاها و رودها، تن شویی در آب و خواندن نیایش‌های ویژه این روز همراه با شادی و سرور در کنار خانواده و دوستان بوده‌است. نمونه‌ای از سنت‌های رایج در این روز را می‌توان از سروده «دستور داراب پالن» موبد بزرگ پارسی در منظومه «فرضیات نامه» برداشت نمود که از آیین‌های ویژه خرداد روز به «تن شویی»و«کندن چاه» و «نو کردن کاریز» اشاره می‌کند و در همین مورد در متن پهلوی «اندرز انوشه روان آذرپاد مهر اسپندان» یاد آوری شده که «در خرداد روز جوی کن». بر این پایه، در این روز توجه‌ای ویژه می‌شده به نگهداری و نوسازی جای‌هایی که آب از آن‌ها سرچشمه می‌گیرد و در آنجا جاری می‌شود چون چشمه‌ها، چاه‌ها، جوی‌ها، کاریزها و رودها که با آب زندگی بخش خود، ادامه زندگی را در این کره خاکی برای زیستمندان امکان پذیر می‌کنند.

منابع

در باره سپنت آرمیتی

در گاتها واژه « ارمُیتی » چهارمین فروزه اهورامزدا میباشد که معنی آن به زبان پارسی «آرامش» است. آرمیتی یا سپنتا آرمیتی که در "گاتها 40 بار از آن نام برده شده در دستور زبان اوستائی موئنث ( مادینه) میباشد . واژه گاتائی سپنتا آرمیتی که در اوستا به « سپندار مز:» یعنی ایزد بانوی نگهبان زمین تبدیل گردیده است.

آرمَیتی به چم فروتنی، بردباری و فرمانبرداری است و این امشاسپند را نماد و نشانه‌ای از این معانی و افزون بر آن، ایمان و فداکاری و مهر و محبت دانسته ‌اند که یاری ‌رسان و پشتیبان زنان نیک و پارسا به شمار می‌رود. برپایه باورهای مزدیسنا، سپندارمزد موکل بر دوازده ماه سال و پنجمین روز از هر ماه است.

از سوی دیگر سپنته آرمَیتی در نقش مادی خود نگهبان زمین شناخته‌ می‌شود و به دلیل ویژگی‌های همسان و زیبای زمین با زن مانند زایندگی، فروتنی، مهربانی، بردباری و مهر و محبت، سپندارمز، روز زن و زمین نامیده می‌شود.

جایگاه آرمَیتی در نزد اهورامزدا به گونه‌ای است که ایزدان و ایزد بانوانی چون آبان، آناهیتا و ماراسپند به همکاری وی گمارده ‌شده اند و به فرمان اهورا با این دستیاران مینوی، زمین پاک نگاه داشته می‌شود. این ایزد بانو به همراه دستیاران خویش و دیگر مینویان با تیرگی‌ها می‌جنگند تا خورشید را در روز دیگر از خاوران بیرون بیاورند.

این ایزدبانو جایگاه ویژه‌ای نزد ایرانیان باستان داشته‌است. در این باورها، فرمانِ برداشتن تیروکمان از سوی وی به آرش داده ‌شد تا به آن مرز ایران و توران تعیین شود. و دربخشی دیگر سپندارمزد با رخصت از منوچهر به پرسش‌های افراسیاب بد کنشت پاسخ گفت و آب به ایران شهر باز آمد...

از آنجا که در باورهای مزدیسنی، انسان و طبیعت برای همکاری با یکدیگر در جهت بهتر و نو کردن جهان مادی و مینوی آفریده شده اند و می بایست در این هماهنگی، بنیان اهریمن را در هم شکنند، ارج گذاری به تک تک آفریدگان اهورامزدا، امری ایجابی و مهم شمرده شده است. از اینرو جایگاه و مقام زنان نیز در ادبیان فولکلور ایرانشهری با نمادهایی ایزدی (سپنتا آرمیتی) نشان داده شده است و نه تنها در جشن اسفندگان بلکه در همه فصول زندگی، تقدیر و ارج نهادن به این مقام، یکی از خویشکاری های بهدینان می باشد و مقایسه کردن این جشن و جایگاه زن با مراسمی برگرفته شده از هویت مسیحی، کاری ارزشمند از دید فرهنگی نیست.

در باره خشترا

خشترا وئیریا (نیروی چیرگی و فرمانروایی بر خود): در زبان سنسکریت به آن "کشترا" (kshatra) گفته می شود چرا که در کیش هند و ایرانی در روزگار باستان ارتباط خاص و پیچیده ای وجود داشته است. و در آیین هند معنای « قدرت» را می دهد ولی در آیین مزدیسنا و دین ایرانی این مفهوم بسیار گسترده تر است و به معنای نیروی خداوندی است و این نیرویی است که در پرتو آن سلطنتی اهورایی بوجود می آید که در آن "اشا" و یا "راستی" به پیروزی کامل می رسد و انسانها را از شور بختی و بد بختی رهایی می بخشد.

آرمان اشو زرتشت آن بوده که همه مردم جهان در راه برقراری حکومت خداوندی و یا حکومت راستی به تلاش و کوشش بپردازند چه فقط با برقراری حکومت راستی است که انسان  قادر می گردد کلیه مظاهر فساد را که از دروغ و یا دروج سرچشمه می گیرد از بین بردارد و حق را بجای باطل بنشاند.

به "خشترا وئیریا" در زبان پارسی "شهریور" گفته می شود. از این واژه در گاتها 62 با یاد شده است.

 

« خشترا وئیریا نیروی فرمانروایی به سهش های (احساسات) ویرانگر در جهان درونی انسان است »