در اوستا کلمه "ایزد" به صورت یَزَته[1] گفته شده و خود صفتی از ریشهﻯ یَز (yaz-) به معنی پرستیدن و ستودن است. یسنه و همﭼنین یشت[2] و نیز واژهﻯ جشن فارسی از همین ریشه است. پس یزته به معنی ستودنی و سزاوار ستایش است.[3]
جایگاه و رتبه ایزدان
در مجمع آسمانی، ایزدان از لحاظ رتبه در ردهﻯ سوم بعد از اهورهﻣزدا و امشاسپندان قرار دارند. اگرچه ایزدان اصولا بیﺷمارند، اما بدیهی است که بعضی چهرهﻫا بر دیگران تفوق دارند و اینان عمدتاً ایزدانی هستند که روز خاصی از ماه در تقویم زردشتی به آنان اختصاص دارد و معمولاً سرود یا یشتی مخصوص به خود دارند.[4]
شماری از ایزدان از خدایان باستانی هستند، یعنی پیش از زردشت نیز جنبهﻯ خدایی داشتهﺍند مانند مهر، ناهید، وای[5]، تیشتر، بهرام و رپیثوین[6]. برخی با آیینﻫای دینی ارتباط دارند مانند ایزد آتش و ایزد هوم و بعضی از آنها مفاهیم اخلاقی و انتزاعی هستند که تشخص یافتهﺍند مانند مفهوم راستی. حتی نام امشاسپندان نیز در این مقوله قرار میﮔیرد. برخی نماد پدیدهﻫای طبیعی هستند مانند ایزد خورشید و آسمان و تعدادی نیز از قهرمانانند که دارای برخی ویژگیﻫای مینوی هستند.[7]
در سراسر کتاب اوستا، از ایزدان آیین مزدیسنی سخن رفته و در همه جا ستوده شدهﺍند و هر کدام از آنان در سامان آفرینش و زندگی مینوی و مادی، خویشکاری ویژهﺍی دارند و مجموع آنان منظومهﻯ راهبران و کارگزاران آفرینش اهورایی را تشکیل میﺩهند. در نیایشﻫای اوستایی با یادآوری خویشکاریﻫای ایزدان است که نیایشگران، آنان را میﺳتایند و به آنان درود و آفرین میﻓرستند و از ایشان یاری میﺟویند.[8]
ایزدان مینوی و ایزدان جهانی
در اوستا، از دو دسته ایزدان: 1- ایزدان مینوی (مئینیوَ[9]) ، 2- ایزدان جهانی (گئیثیه[10]) نام برده میﺷود (یسنه 1 بند 19)؛ اما از آنجاکه همهﻯ ایزدان موجوداتی مینوی هستند منظور از ایزدان جهانی، ایزدانی هستند که اداره و سرپرستی امور جهان مادی را بر عهده دارند.[11] و به قولی، مراد پاکان و پرهیزگاران هستند که زردشت در سر آنها قرار دارد. در یسنه 16 بند 2 آمده: «زرتشت پاک، رَد[12]پاکی را میﺳتاییم با این زَور (=نثار به آب یا آتش)... و سخنان راست گفته شد، هر ایزد جهانی را میﺳتاییم.[13]
منظور از ایزدان مینوی، فرشتگان آئین مزدیسنی هستند که اهورهﻣزدا در سر آنها قرار دارد. در "اَرت یشت" بند 16، اهورهﻣزدا بزرگترین ایزدان گفته شده، و در یسنه 16 بند 1 چنین آمده: «اهورهﻣزدای پاک، رَد پاکی، بزرگترین ایزد خوب کُنش، آن تواناترین جهان افزا، دادار (=آفریدگار) آفرینش نیک را میﺳتاییم، با این زَور و سخنان راست گفته شده، هر ایزد مینوی را میﺳتاییم».[14]
در "خورشیدیشت" از صد و هزار ایزد مینوی سخن رفته است. در بند یک این یشت آمده: «در هنگامی که خورشید بتابد صد و هزار ایزدان مینوی برخاسته این فر[15] را برگرفته در روی زمین اهوره آفریده پخش کنند تا با آن جهان راستی و هستی راستی را بپرورانند».[16] در ویسپرد کردهﻯ 11، "هوم" فراهم شده به تمام آفریدهﻫای نیک اهورهﻣزدا از جمله ایزدان مینوی و جهانی پیشکش میﺷود.[17]
در نوشتهﻫای فارسی میانه واژهﻯ یَزََته اوستایی به صورت یَزَد آمده است. و از ایزدان مینوی و جهانی نیز یاد شده است.
ستایش و پرستش ایزدان
در "مینوی خرد" ایزدان مینوی و گیتی پس از آفریدگار، مورد ستایش قرار گرفتهﺍند و نیز از جمله سودمندیﻫای گشتاسب، فراهم کردن خوشی و آسایش برای آب و آتش و همهﻯ ایزدان مینوی و گیتی یاد شده است.[18] در ارداویرافﻧامه آمده که جامهﻫای زربافت و زینتیافته از سیم و گوهر، پاداش زنانی است که در گیتی پرستش ایزدان را به جای آورده و نثار و ستایش ایزدان مینوی و گیتی را کردهﺍند.[19]در زند[20]خورشید نیایش دربارهﻯ ایزدان مینوی و جهانی آمده که ایزدان جهانی همﭼون آتش، آب، باد، خورشید، ماه و زمین هستند؛ چه مردمان آنها را به چشم میﺗوانند به بینند؛ اما آن ایزدان مینوی را نمیﺗوانند به بینند.[21]
در آیین مزدیسنا هر ماه بیش و کم، سی روز است و در پایان سال پنج روز به آن میﺍفزایند تا سال درست 365 روز شود. نگهبانی هر یک از سی روز ماه به یکی از ایزدان متناسب با وظایفی که دارند سپرده شده است. نیایش سیﺭوزه به تعداد روزهای ماه، دارای سی بند است و در هر بند، ایزد مخصوص همان روز با همگنان و یارانش یاد شده است.[22]
گذشته از ایزدان عمدهﻯ سیﺭوزه، ایزدان دیگری در اوستا و در متنﻫای پهلوی میﺗوان یافت که به چند مورد از آنان اشاره میﺷود: نریوسنگ[23]، که پیامﺁور اورمزد و نمونهﻯ کامل نری و مردانگی است. اریامن یا ایریمن[24] نام ایزد دوستی و پیوند و آرامش و درمان بخشی است. رام[25] ایزدی است که نامش معنی آرامش دارد و آرامش میﺑخشد. بَغ ایزدی که خوشی و شادی و بخت را تقسیم میﻛند. دَهمان آفرین نگهبان خواستهﺍی است که با کوشش بیندوزند. سوک[26] ایزدی است که با ماه همکاری میﻛند خواسته و سود میﺑخشد.[27]
"پلوتارخ" مورخ یونانی که در قرن اول میلادی میﺯیسته، میﻧویسد: «اهرمزد 24 ایزد آفریده و همه را درون تخم مرغی بنهاد ولی 24 دیو که اهریمن به پتیارگی آفریده بود تخم مرغ را سوراخ کرده با ایزدان درآمیختند و اینﭼنین آمیزش نیکی و بدی به وجود آمد». هیچ متن ایرانی از عدد 24 به طور مشخص نام نبرده است، از اینﺭو میﺗوان پنداشت که ظاهراً این عدد رابطهﺍی با دوازده نگارهﻯ آسمانی منطقهﺍلبروج دارد که به همراهی هفت سیارگان، چنانﻛه در مینوی خرد آمده، همهﻯ نیکی و بدی در جهان را سبب میﺷوند ولی علت اینﻛه چرا شمارهﻯ صور فلکی منطقهﺍلبروج را در اینﺟا دو برابر کردهﺍند روشن نیست.[28]
ایزدان در نقش واسطه میان مردم و اهورهمزدا
زردشتیان اعتقاد دارند که اورمزد چنان بزرگ و والاست که انسان نباید با تظلمﻫای کوچک، توبهﻫا و پیشکشﻫای خود خاطر او را آشفته کند. به جای او مردم، نگهبان خاص خود را انتخاب میﻛنند و بدو تقرب میﺟویند و این کار به این معنی نیست که آنان عشق و قدرت و فرمانروایی اهورهﻣزدا را بزرگ ندارند یا نستایند. بنابراین زردشتیان به حق ادعا میﻛنند که قرینهﻯ حقیقی ایزدان زردشتی، فرشتگان ادیان سامی هستند. بنابراین زردشتیان به یک خدا یا نیروی غایی یعنی اهورهﻣزدا اعتقاد دارند که نیکی، خرد و دانایی مطلق است و ارادهﻯ او را در جزییات امور، تعدادی از فرشتگان به مرحلهﻯ اجرا در میﺁورند که خود، مورد عشق و علاقهﻯ دینداران هستند، اگرچه هیچﻛدام از آنان هرگز نمیﺗواند جای سرور دانا (اهورهﻣزدا) را بگیرد.[29]
در فارسی واژهﻯ یَزَد به صورت ایزد در آمده است؛ ولی در ادبیات فارسی ایزد، تنها به معنای فرشته نیست، بلکه به معنای خدا و آفریدگار کل است؛ در حقیقت اطلاق خاص به عام شده است. یزدان جمع فارسی واژه یزد پهلوی است که در زبان فارسی باقی مانده است و به معنای کلمهﻯ مفرد خداوند بهﻛار رفته است.[30]
[1] - yazata
[2] - یسنه و یشت از بخشﻫای پنجﮔانه اوستا هستند.
[3] - عرب گلپایگانی، عصمت؛ اساطیر ایران باستان؛ تهران، هیرمند، 1388هﺵ، چاپ دوم، ص 55
[4] - هینلز، جان؛ شناخت اساطیر ایران، ژاله آموزگار- احمد تفضلی، تهران، نشر چشمه، 1384هﺵ، چاپ نهم، ص 78
[5] - vāy صورت اوستایی آن vayu- به معنی فضا و نیز نام ایزد جنگ است.
[6] - rapiөwin به معنی نیمروز و سرور و نگهبان گرمای نیمروز است که زمانی مقدس در اسطورهﻫای ایرانی است.
[7] - آموزگار، ژاله؛ تاریخ اساطیری ایران؛ تهران، سمت، 1388هﺵ، چاپ یازدهم، ص 18
[8] - دوستخواه، جلیل؛ اوستا، تهران، مروارید، 1388هﺵ، چاپ چهاردهم، جلد دوم، ص 940
[9] - mainyava
[10] - gaēөya
[11] - Modi, J. J; The Religious Ceremonies and Customs of the Parsees;Bombay, British India Press, 1922, p. 481
[12] - به معنی سرور
[13] - عفیفی، رحیم؛ اساطیر و فرهنگ ایرانی در نوشتهﻫای پهلوی؛ تهران، توس، 1383هﺵ، چاپ دوم، ص 452
[14] - همان؛ ص 453
[15] - فر یا فرّه نیرویی آسمانی است که در وجود هر انسانی نهاده شده است تا او را در انجام اعمالی که با وظیفه و حرفهﻯ آدمی مطابقت دارد یاری کند.
[16] - پورداود، ابراهیم؛ خرده اوستا؛ تهران، اساطیر، 1380هﺵ، چاپ اول، ص 185
[17] - عفیفی، رحیم؛ پیشین؛ ص 453
[18] - همان؛ ص 453
[19] - ژینیو، فیلیپ؛ ارداویرافﻧامه؛ ژاله آموزگار، تهران، معین، 1382هﺵ، چاپ دوم، ص 58
[20] - zand ترجمه و تفسیر متون اوستایی به فارسی میانه را زند گویند.
[21] - Dhalla, M. N; The Nyaishes or Zoroastrian Litanies, New York, Ams Press, 1965, p. 35
[22] - اوشیدری، جهانگیر؛ دانشنامه مزدیسنا، تهران، نشر مرکز، 1371هﺵ، چاپ اول، ص 148
[23] - nēryōsang
[24] - airyaman
[25] rām
[26] - sōk
[27] - آموزگار، ژاله؛ پیشین؛ ص 35 و36
[28] - بنونیست، امیل؛ دین ایرانی برپایهﻯ متنﻫای معتبر یونانی؛ بهمن سرکاراتی، تهران، نشر قطره، 1386هﺵ، چاپ سوم، صص 66 و 68
[29] - هینلز، جان؛ پیشین؛ ص 78 و 79
[30] - عرب گلپایگانی، عصمت؛ پیشین؛ ص55 و 56
http://www.pajoohe.com/
یشت ها و گاتها
(یشت ها)، قرائتهای مختلفی دارد و به صورت (یشمه) و (یشما) و (یسن) و (یسنا) و... هم نوشته شده است. (یشت ها) سرودها و ادعیه ای است در ستایش ایزدان که ایزد از ریشه (یزد) است که همان (یسنا) و (یشت) و (یزدان) همه ریشه مشترک (یزد) دارند که به معنای ستایش و پرستش است. کتاب اوستا شش فصل است. اولین فصل، گاتها است که به عقیده زبان شناسان، اثر خود زرتشت است که بنام سرودهای دینی خطاب به اهورامزدا سروده است. زبان شناسان، زبان این سرودها را کهنه ترین زبانی میدانند که در میان ما وجود دارد و از لحاظ مفاهیم نیز چنین است. بر (گاتها) سرودهایی افزوده اند که مجموعه (گاتها) و اضافات (یسنا) را میسازند که سرودهایی است مربوط به عدالت و پرستش خدا.
آنچه بر گاتها افزوده شده است، زبان جدیدی دارد که از لحاظ زبان شناسی متعلق به دوره هخامنشی است و بعد به (ویسپرد) و (وندیداد) میرسیم که از نظر زبان شناسی به اواخر دوره ساسانی مربوط است. از نظر زمانی، اوستا از زمان زرتشت آغاز میشود و به پایان دوره ساسانی و آستانه ظهور اسلام میرسد. در مطالعه اوستا هر چه از گاتها دور شویم، از توحید و لحن اهورامزدای واحد و یگانه و زرتشتی که اهورامزدا را خالق همه چیز (نور و ظلمت و نیکی و بدی و زشتی و زیبایی) خطاب میکند، فاصله میگیریم و به اواخر کتاب که میرسیم، بطور روشن و مشخصی، جهان به دو نیم میشود. دو کشور، دو مرز، دو نژاد و دو رئیس پیدا میکند که هردوی آنها، هم شان و هم نیرومند و در برابر هم، سویی اهورامزدا است و سوی دیگر اهریمن.یعنی خدای واحدی که خالق یزدان و شیطان بود و خیر و شر، خود نزول کرده است و به دو نیم شده است (نیمی خیر و نیمی شر) و خود در برابر نیمه خویش ایستاده است.
کاملا روشن است که این، ثنویت و دوگانه پرستی است. بنابراین اوستای قدیم یک متن دینی توحیدی است و هر چه پیش می آییم و به روزگار ساسانیان نزدیکتر میشویم به شرکی میرسیم که بر اساس دوگانه پرستی بسیار مشخص و غیرقابل توجیه و تفسیری استوار است. کتاب مقدس آیین مزدا (اوستا) یا (زنداوستا) است (اوستا متن و زند تفسیر است). این نوشته های مقدس، فقط در قرن سوم میلادی گردآوری شد و در قرن چهارم مسیحی به عنوان کتاب شریعت دین زرتشت اعلام گردید ولی یک بخش از این آثار، مخصوصا پنج سرود موسوم به گاتها به عصری بسیار پیشین تر تعلق دارد و تالیف زرتشت است. (یشت ها) از مهمترین قسمتهای اوستا است و دربردارنده بیست و یک فصل که هر فصلی در تعریف و ستایش یکی از فرشتگان یا (امشاسپندان) است. هر قسمت از این فصول را در زمان مخصوصی میخواندند. مثلا در فروردین یک قسمت از (یشت) را در روز نوزده فروردین بنام فروردین و روز فروردین ماه است، میخوانند و یا (مهریشت) را در روز مهرگان (16 مهرماه) در تعریف مهر (خورشید) بیان میدارند و (تیریشت) را در جشن ابرتیرگان باید قرائت کرد.
نامهای فصول با ذکر فرشته ویژه آن شناخته شده است.
1-هرمزیشت، 2-خردادیشت، 3-ماه یشت، 4- مهریشت، 5-فروردین یشت، 6-دین یشت، 7-زمایاریشت، 8-هفت امشاسپند، 9-آبان یشت، 10-تیریشت، 11-سروش یشت، 12-بهرام یشت، 14-هوم یشت، 15-اردیبهشت یشت، 16-خورشیدیشت، 17-گوش یشت، 18-رشن یشت، 19-رام یشت، 20-اشتاریشت، 21-وننریشت.
(یشت) کلمه اوستایی (یشتی) از ریشه همان کلمه اوستایی (یسنا) میباشد که به معنای نیایش بکار میرود و (یسنا) را موقع ستایش و عبادت میخوانند. اما یشتها ویژه ستایش خداوندگار و امشاسپندان و ایزدان است. بعضی محققان در رابطه با (یشت ها) گفته اند: در آغاز ترکیب شعری داشته و این اندازه نبوده و بعدها به تدریج مطالبی به آنها افزوده شده است و از صورت شعری بیرون آمده اند. یشتهایی که تا امروز باقی مانده اند به بیست و یک یشت میرسند. نام هر یشتی با یکی از ایزدان و امشاپندان مشخص گردیده است. اما نخستین یشت موسوم به هرمزیشت، درباره پروردگار و صفات و افعال اوست. در یشتها، نشانه هایی از آیین آریایی دیده میشود. در این یشت، مضامین و مطالبی است که نشانه قدمت آن میباشد.
هروزیشت، اولین یشتی است که در آن از صفات خدا سخن رفته است. دومین یشت از دو قسمت تشکیل گردیده است که عبارت است از: هفتن یشت کوچک و هفتن یشت بزرگ.
اولی درباره هفت امشاسپند است که قبلا اشاره شد. در میان یشتها فقط دو امشاسپند هستند که دارای یشت ویژه ای هستند: (اشاوهیتنه) یا (اردی بهشت) و (همه اواتات) یا (خرداد).
اگر چه گمان میرود که دیگر امشاسپندان هم دارای یشت مخصوص باشند، ولی چون بخشهایی از اوستا از بین رفته، اثری از آنها در دست نیست. سومین یشت موسوم به (اردی بهشت یشت) که دومین (امشاسپند) است و چهارمین یشت موسوم به (خردادیشت) که به حساب، پنجمین امشاسپند میباشد. یشت پنجم بنام (ابات یشت) ویژه ایزد آب است بنام (آناهیتا). الهه ایزد آب دیگری بنام (ایم نبات) داریم که به معنی (زاده آبها) است.
... واین قدیمی ترین قسمت اوستا است.
بر گرفته از بلاگ تخت جمشید