یسنا:
یسنا شامل ٧٢ ها "فصل" میباشد. یسنا یک چهارم اوستای کنونی را تشکیل میدهد. یسنا درباره اهورامزدا و آفرینش، راه درست زیستن و به خوشبختی رسیدن، آرمان آدمی و پی آمدهای اندیشه ، گفتار و کردار آدمیان، قانون اشا، و نوسازی جهان گفت و گو میکند. "ستوت یسن" که خود بخشی از یسنا میباشد، پیام اهورامزدا میباشد که به وسیله اشوزرتشت به ما رسیده است. آنچه در بخشهای دیگر یسنا آمده به وسیله پیشوایان دین نوشته شده است .
ویسپرد:
ویسپرد دارای ٢۳ "کرده" یا "بخش" است. ویسپرد درباره آیین گاهنبارها (جشنهای دینی و اجتماعی شش گانه در سال که هر کدام پنج روز است» و نمازهای وابسته به آن سخن میگوید .
یشتها:
یَشتها ٢۱ کَرده "بخش" دارد و درباره ایزدان میباشد. ایزدان پس از زرتشت وارد سنت دین زرتشتی شدند. بخشهایی از آن، شاید به پیش از زرتشت متعلق باشد که بعدها وارد ادبیات دینی شده است. بخش هایی از یشتها را باید با دقت مورد تفسیر قرار داد تا فلسفه آن را فهمید وگرنه با بنیادهای گاتها ناسازگاری دارد! بنابر نسخههای مختلف، تعداد یشتها ٢۱ تا ۳۰ است و هر یشت، از چندین بخش "کرده" ساخته شده است. یشتها نیایشهایی دربارهی ایزدان است. یشتها در نشان دادن اهمیت طبیعت و لزوم حفظ محیط زیست سودمند بوده است .
وَندیداد:
برخی میاندیشند که وَندیداد را نباید جرء بخشهای اوستا دانست زیرا بسیاری از نوشتههای آن با روح و نص گاتها مغایرت دارد. از این رو استفاده از آن در بسیاری از موارد گمراه کننده خواهد بود. وندیداد یعنی قانون بر ضد دیوان و خدایان پنداری، و بیشتر راجع به تشریفات مربوط به بهداشت و رعایت پاکیزگی و جلوگیری یا از بین بردن عفونت طبق نظریه نویسنده آن است.
عدهای از نویسندگان در شرح اصول دین زرتشتی (به استناد دینکرد که در سه سده پس از یورش تازیان و شکست ساسانیان نوشته شده و اعتبار آن مورد تردید است) با ذکر مطالب وندیداد خارج از متن اصلی و بدون اشاره به مولفین و زمان تحریر آن، تصویر نادرستی از سنت و دین زرتشتی دادهاند! وندیداد ارزش تاریخی دارد ولی از جهت بنیادهای دینی عموما قابل استناد نیست. بنابراین وندیداد را تنها در محتوای تاریخی باید مورد توجه قرار داد، و مطالب آنرا در آن چه با دانش امروز تطبیق نمیکند، شایسته زمان تنظیم آن دانست و توجه داشت که این کتاب سدهها پس از زرتشت نوشته شده است و چون به زبان پهلوی است، الزاما کتاب دینی نیست.
خرده اوستا:
خرده اوستا از پنج گاه، پنج نیایش، چند یشت کوتاه، آفرینگان، سی روزه و دعاهایی از این گونه فراهم آمده است. خرده اوستا در بردارنده تکههایی است از بخشهای مختلف اوستا و بخشی از آن به زبان فارسی است. زبان گاتها، زبان اوستایی است. در زمان ساسانیان، اوستا به پهلوی ترجمه شد و تفسیرهایی بر آن نوشته شد که آنها روی هم «زند اوستا» میخوانند. بنابراین باید توجه داشت که، قسمتی از زند اوستا، تفسیرهای روحانیون دولتی زمان ساسانیان است و ممکن است ، روحانیان دیگر، آن را به نحو دیگری تفسیر کرده باشند. یکی دو سده پس از یورش تازیان و چیرگی اسلام، استعمال زبان پهلوی کم کم متروک شد و مردمی که زرتشتی باقی مانده بودند، قادر به فهمیدن زبان پهلوی و معانی اوستایی نبودند. این بود که در آن هنگام، اوستا و تفسیرهایی از پهلوی به فارسی ترجمه شد و تفسیرهای دیگری، به فارسی، بر آن نوشتند. این مجموعه را "پازند" میخوانند. بعضی از روحانیان، دعاهایی به فارسی فراهم آوردند و در خرده اوستا جا دادند. در اینجا لازم است که از "آذر فرنبغ" و "آذرباد ماراسپند" که در جمع آوری زند اوستا کوشش کردند یاد کرد. از این توضیحات روشن میشود که برای همه بخشهای اوستا نمیتوان اعتبار برابر قائل شد.
گنجانیدن گاتها در اوستا، باعث نمیشود که سایر قسمتهای اوستا، اعتبار گاتها را مدعی شوند. یا سایر قسمتهای اوستا کلید تفسیر گاتها شوند. هر چه خلاف این عنوان شود، با خرد ناسازگار است. گذشته از اوستا کتابی به نام "هیربدستان" و "نیرنگستان" به زبان اوستا داریم که درباره مراسم مذهبی و برقراری نمازها، سخن میگوید.
خلاصه نویسی از بخشی از کتاب دیدی نو از دینی کهن